
امروز از یک انتظار کوچک مادرانه برای تو مینویسم، برای نو محمدحسینم که در حال گذراندن کلاس هفتم هستی ودر حال گذراندن سن 13 سالگی هستی عزیزم میدونم ازت دورم و هرکاری ازم بر میومد رو کردم تا ترو پیش خودم بزرگ کنم اما پدرت مانع شد و تاابد نمیتونم اونو ببخشم ولی حداقل انتظاری که ازت داشتم یه تبریک خشک و خالی روز مادر بود اما طی این سالها حتی یه بار هم این کارو نکردی با اینکه میدونستم زنگ نخواهی زد ولی دیشب تا دیر وقت بیدار بودم و منتظر پیامی یا تماسی از طرف تو بودم اما چه حیف که حتی اینم به...
ادامه مطلب
عزیز دلم محمد حسین با اینکه روز کودک بهت زنگ زدم ولی دوست داشتم اینجا هم واست پیام بزارم این خنده هایی که طعم عسل می دهند و قلب آسمان را آب می کنند ، ایشاله همیشه در چهره زیبایت باقی بمانند! کودکی غنچ...
ادامه مطلب
xa0xa0کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب استکودکی صفحه ای از عشق و محبت به شکوه ماه استکودکی سلسله ی اشک به دنبال سرشت استکودکی لاله ی سرخ است به باغ امیدامروز روزه کودکه منم از همینجا روز تو تبریک میگم عشقم محمدحسینم...
ادامه مطلب
بار الها بحق بزرگی اتxa0xa0بحق انصافت و بحق حقانیتتxa0xa0بحقxa0مهربونی ات قسمxa0xa0بهترینها رو برای پسرم محمد حسین xa0رقم بزن...
ادامه مطلب
پسرم دیروز روز تولدم بود و چند نفر از دوستان به اتفاق خونواده خواهرم بدون اینکه بهم بگنxa0برام کیک خریده بودندxa0xa0با اینکه ما عذاردار بودیم اونها دور هم جمع شده بودند که حال و هوای خونواده مارو عوض کنند شاید مراسمی همچون یک مهمونی رسمی بود با اینکه چیزی کم نبود ، نبودن توxa0 گل پسرم در کنارم کاملا واضح بود دیشب خواهرزداه ام یه کادو واسه من تهیه کرده بود و نوشته بود این کادو از طرف محمدحسینه تقدیمxa0به مادر عزیزمxa0xa0که همیشه به یادشمبا دیدن نوشته رو کادو یه لحظه جا خوردم اما مبینا کوچولو بهم...
ادامه مطلب